بتازگی سایت آقای هاشمی رفسنجانی، نامه ای از وی خطاب به امام خمینی(ره) در سال 1359 را منتشر نموده که در این نامه، حضرت امام(ره) با عباراتی نظیر: آسایش طلب و تاثیرپذیر و... مورد خطاب ایشان قرار گرفته است.
بنظر می رسد، انتشار این نامه از سوی آقای هاشمی، نوعی تاکید بر این مساله باشد که وی در برخورد با بزرگان، بی پرواست ،تا با این کار بتواند، بعد از گذشت حدود یکسال، زشتی نامه ی توهین آمیز خود به رهبر معظم انقلاب را توجیه نماید.
به هر حال، هر چند که چنین توجیهی اساسا پذیرفته نیست، اما توجه به بخش هایی از نامه ای که خود آقای هاشمی نوشته و آنرا اخیرا منتشر ساخته است، می تواند میزان دردهای درون سینه ی امام(ره) و ادعای محبت و اطاعت برخی افراد به آن بزرگمرد را ، برای همگان روشن سازد.
آقای هاشمی در این نامه خطاب به امام(ره) نوشته است:
احساس می کنم که روابط و ملاقات های ما با جنابعالی ، صورت تشریفاتی به خود می گیرد و محدودیت هایی در طرح و بحث مطالب- من جمله خوف از اینکه جنابعالی موضع گیری سیاسی و رقابت تلقی کنید- به وجود آمده و من خائفم که این حالت، خسارت بار باشد...

                                                                                         
هاشمی در ادامه می نویسد:
آیا رواست که بخاطر اجرای نظرات جنابعالی، ما درگیر باشیم و متهم . و جنابعالی در مقابل این ها، موضع بی طرفی بگیرید؟ آیا بی خط بودن و آسایش طلبی را می پسندید؟ البته اگر مصلحت می دانید که مقام رهبری در همین موضع باشد و سربازان، خیر و شر جریانات را تحمل کنند، ما از جان و دل حاضر به پذیرش این مصلحت هستیم، ولی لااقل به خود ما بگویید.آیا رواست که همه گروه دوستان ما به اضافه ی اکثریت مدرسین و فضلای قم و ائمه جمعه و جماعات و... در یک طرف اختلاف و شخص آقای بنی صدر در یک طرف و جنابعالی موضع ناصح بی طرف داشته باشید؟ مردم چه فکر خواهند کرد؟ و بعدا تاریخ چگونه قضاوت می کند؟ ...
هاشمی در ادامه ی نامه ی خود نوشته است:
اینجانب که جنابعالی را مثل جانم دوست دارم و روی زمین کسی را صالح تر از شما سراغ ندارم،گاهی به ذهنم خطور می کند که تبلیغات و ادعاهای دیگران، شما را تحت تاثیر قرار داده و قاطعیت و صراحت لازم را که از ویژگی های شما در هدایت انقلاب بوده، در موارد فوق الذکر، ضعیف تر از گذشته نشان می دهید، بسیاری از مردم هم متحیرند که چرا امام قاطع و صریح، در این مسائل سرنوشت ساز، صراحت ندارد؟..
.